حسين قرچانلو
38
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
بايد از طريق مشاهدهء مستقيم و به دست آوردن اطلاعات دست اوّل فراهم نمود . به همين دليل براى آنچه عملا مشاهده شود و عقل آن را بپذيرد ، اهميت فراوان قائل بود . مقدسى آنچه را جنبهء اساسى داشته ، بىآنكه سرقت كند ، از ديگران به عاريت گرفته است ؛ از اينرو كتاب وى را مىتوان به سه قسمت تقسيم كرد : يكى آنچه خود وى مشاهده كرده ، دوم آنچه از مردم مورد اعتماد شنيده ، سوم آنچه در آثار مكتوب دربارهء موضوعات خاص يافته است . مقدسى يكى از چند جغرافيادان اسلامى است كه درباره اصطلاحات جغرافيايى بحث و تحقيق كرده و معانى خاص بعضى از الفاظ جغرافيايى را روشن ساخته است ؛ « 1 » مثلا بحثى را دربارهء واژه شام در كتابش آورده است . « 2 » از اين گذشته ، وى در مقدمه كتاب خود خلاصه و فهرستى از اقاليم و نواحى و نظاير آنها را آورده است تا خواننده بهتر با مطالب كتاب آشنا شود و آسانتر و سريعتر از مندرجات آن اطلاع حاصل كند و راهنماييهاى لازم را به دست آورد . « 3 » مقدسى زمين را تقريبا كروى شكل دانسته كه استوا آن را به دو بخش مساوى تقسيم كرده است و محيطش 360 درجه و از استوا تا هر يك از دو قطب 90 درجه است . وى چنين پنداشته است كه نيمكرهء جنوبى را تقريبا آب فرا گرفته و خشكى در نيمكرهء شمالى متمركز است . « 4 » او بر خلاف اصطخرى و ابن حوقل ، مملكت اسلام را به چهارده اقليم ( هفت اقليم عرب و هفت اقليم عجم ) تقسيم كرده است . شايد اين طرز تقسيمبندى براى آن بوده است كه كار وى با طرز تصوّر رايجى كه هفت اقليم را در شمال خط استوا و هفت اقليم را در جنوب اين خط مىدانست ، مطابق درآيد اين عقيده منسوب به شخصيتى افسانهاى به نام هرمس « 5 » است كه مسلمانان او را فيلسوفى از سرزمين مصر مىدانستند ؛ بنابراين وى با ابو زيد بلخى و جيهانى كه هر دو را امام و مقتداى خود مىشمرده ، اختلاف نظر دارد . « 6 » مقدسى سيّاحى بزرگ بود كه از تمام نواحى دنياى اسلام ، بجز هندوستان و اسپانيا ، ديدن
--> ( 1 ) . علم جغرافيا و تطورات آن در جهان اسلام ؛ ص 105 . ( 2 ) . احسن التقاسيم ؛ ص 152 . ( 3 ) . همان ؛ ص 1 - 62 . ( 4 ) . همان ؛ ص 58 - 59 . ( 5 ) . Hermes ( 6 ) . علم جغرافيا و تطورات آن در جهان اسلام ؛ ص 105 .